خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





گفتگو بنده با خدای مهربان

گفتم گرفتارم خداگفتی ك آزادت كنمگفتم گناه كارم خداگفتی ك عفوت میكنمگفتم خطاكارم خداگفتی ك میبخشم خطاگفتم جفاكارم خداگفتی وفایت میدهمگفتم صدایت میكنمگفتی جوابت میدهمگفتم ز پا افتاده امگفتی بلندت میكنمگفتم نظر بر من نماگفتی نگاهت میكنمگفتم بهشتم میبری؟گفتی ضمانت میكنمگفتم ك ادعونی بگمگفتی اجابت میكنمگفتم ك من شرمنده امگفتی ك پاكت میكنمگفتم ك یارم میشویگفتی رفاقت میكنمگفتم ندارم توشه ایگفتی عطایت میكنمگفتم دردمندم خداگفتی مداوایت كن
این مطلب تا کنون 64 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
64 بازدید
گفتگو بنده با خدای مهربان

از زبان یک پسر :
گفتم غم تودارم گفتا درک دوباره
گفتم که ماه من شد باشصت داداشاره
گفتم زمهرورزان رسم ادب بیاموز گفتا بیشین بینیم بااااا بدریخت بدقواره
گفتم دچارعشقم گفتا بمیر دوباره
گفتم وکیلم آیا؟ گفتا که راااانداره
گفتم که زیرپایم یک بنزکوپه دارم گفتاعجیجم عجقم آره آره آره
این مطلب تا کنون 216 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
216 بازدید

مطلب جدیدم تقدیم به کسی یادش هنوز ...

سنگ قبر من بنویسـید خسته بود اهــل زمین نبود نـمازش
شــكســته بود بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود تـنها از این نظر كه سـراپا شـكســته
بود بر سنگ قبر من بنویســـــــید پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر
سنگ قبر من بنویســید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه، دســــته بود بر سنگ قبر
من بنویســــــید كل عمر پشت دری كه باز نمی شد نشسته بود
گفتی عاشقمی، گفتم دوستت دارم. گفتی اگه یه روز
نبینمت میمیرم، گفتم من فقط ناراحت میشم. گفتی من بج
این مطلب تا کنون 27 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
27 بازدید
مطلب جدیدم تقدیم به کسی یادش هنوز ...

گفتم غم تو دارم

گفتم غم تو دارم گفتا گمشو کثافت گفتم که مال من شو گفتا با این قیافت؟ گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا وفا رو ول کن چنده حقوق پایه ت؟! گفتم که پول ندارم اما پر از شعورم گفتا شعور نداری بی پول بی نزاکت  گفتم مگر چه کردم گفتا که خواستگاری گفتم مگر که جرم است گفتا بی مایه اری ...  
این مطلب تا کنون 40 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
40 بازدید
گفتم غم تو دارم

گفتم

ﮔﻔﺘﻢ ﻏﻢ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ! ﮔﻔﺘﺎ ﺩﺭﮎ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ !ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﻣﻦ ﺷﻮ ﺑﺎ ﺷﺴﺖ ﺩﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ !!!ﮔﻔﺘﻢ ﺯ ﻣﻬﺮﻭﺭﺯﺍﻥ،ﺭﺳﻢ ﺍﺩﺏ بیاموز ! گفتا بیشین بینیم بااااو ! ﺑﺪ ﺭﯾﺨﺖ ﺑﺪ ﻗﻮﺍﺭﻩ !!!ﮔﻔﺘﻢ ﺩﭼﺎﺭ ﻋﺸﻘﻢ ! ﮔﻔﺘﺎ ﺑﻪ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻏﻢ !!!ﮔﻔﺘﻢ ﻭﮐﯿﻠﻢ ﺁﯾﺎ؟ ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﺭﺍﺍﺍﺍ ﻧﺪﺍﺭﻩ !ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﻢ، ﯾﮏ ﺑﻨﺰ ﮐﻮﭘﻪ ﺩﺍﺭﻡ! ﮔﻔﺘﺎ ﻋﺠﯿﺠﻢ ! ﻋﺠﻘﻢ ! ﺁﺭﻩ ! ﺁﺭﻩ ! ﺁﺭﻩ ! ...
این مطلب تا کنون 146 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
146 بازدید
گفتم

شعر طنز عشق Jokes Love

شعر طنز عشق Jokes Love
گفتم غم تو دارم
دادم نشان زبانی
گفتم چرا چنینی؟!
گفتا مگر ندانی؟
پرسیدمش مگر چیست؟
گفتا ز عاشقان نیست!
گفتم ولی تو عشقی!
گفتا بده بمن بیست
خندید و رو نهان کرد
گفتم مده عذابم
گفتا تو خود عذابی!
گفتم بیا بخوابم
گفتا به نیشخندی
بینی مرا بخوابی !
گفتم اسیر عشقم
گفتا پی جوابی؟!
گفتم سزایم این نیست
گفتا جهان چنین است
گفتم تو بی وفایی !
گفتا دل تو بشکست؟
گفتم نمانده قلبی
گفتا مگر جز این بود؟
گفتم تو دل شکستی
گفتا غمت همین بود !
ای داد از
این مطلب تا کنون 51 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
51 بازدید
شعر طنز عشق Jokes Love

یادداشت ۳۴

بابا صدام کرد گفت می‌آی بریم خونه آق‌دایی؟ گفتم نه. گفت چرا؟ گفتم حسش نیست. گفت به نفعته بیای بریم. گفتم چطور؟ گفت عیدی می‌ده. گفتم از کجا معلوم. رفتن برگشتن صدام کرد گفت یه چیزیو‌ می‌دونی؟ گفتم چی؟ یه تراول از جیبش درآورد گفت تو هم می‌تونستی یکی از اینا داشته باشی. بعدم نخودی خندید.
این مطلب تا کنون 194 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
194 بازدید
یادداشت ۳۴

تنهایی

گفتم میری؟ گفت آره
گفتم منم بیام؟ گفت جایی که من دارم میرم جای ۲نفراست نه۳نفر،،،،
گفتم برمیگردی؟ فقط خندید
اشک توچشمم جمع شد سرم روانداختم پایین،،،
دستش رو گزاشت زیره چونم وسرم روبالا آورد و گفت: میری؟ گفتم:آره،،،،
گفت؟ منم بیام گفتم: جایی که من میرم جای ۱نفراست نه۲نفر،،
گفت برمیگردی؟ گفتم جایی که من میرم راه برگشتی نیست،،
 
من رفتم و اون رفت ولی اون مدتهاست که برگشته. و. بااشک چشمانش
                     خاک مزاره منو شستشو میده،،،،
این مطلب تا کنون 94 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
94 بازدید
تنهایی

گفتم:خدایا از همه دلگیرم.

گفتم:خدایا از همه دلگیرم.گفت:حتی من؟گفتم:خدایا دلم را ربودند!گفت:پیش از من؟گفتم:خدایا چقدر دوری؟گفت:تو یا من؟گفتم:خدایا تنهاترینم!گفت:پس من؟گفتم:خدایا کمک خواستم.گفت:از غیر من؟گفتم:خدایا دوستت دارم.گفت:بیش از من؟گفتم:خدایا انقدر نگو من!گفت:من توام، تو من
این مطلب تا کنون 52 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
52 بازدید
گفتم:خدایا از همه دلگیرم.

یه کلام خدا تو بهترینی

زانوهامو بغل کرده بودمو نشسته بودم کنار دیوار
دیدم یه سایه افتاد روم
سرم رو آوردم بالا
نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم
تمام صورتم عرق شرمندگی پر کرد
گفت:تنهایی
گفتم:آره
گفت:دوستات کوشن؟
گفتم: همشون گذاشتن رفتن
گفتی: تو که می گفتی بهترین هستن!
گفتم:اشتباه کردم
گفتی: منو واسه اونا تنها گذاشتی
گفتم:نه
گفتی:اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟
گفتم:بودم
گفتی:اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟
گفتم:بردم، همین الان بردم
گفتی:آره،الان که تنهایی،وقت
این مطلب تا کنون 53 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
53 بازدید
یه کلام خدا تو بهترینی

ما اينيم ديگه

دیروز داشتم نذری پخش میکردمدر یه خونه رو زدمدخترهمسایمون آمد جلو درنذری رو برداشت تو چشام نگاه کردبا لبخند گفت انشاالله هر چی حاجت داری بهش برسیمنم نامردی نکردم با نگاه خاصی گفتم من فقط یه حاجت دارمدختر چشاش گرد شد، داش از حدقه بیرون میزد... گفت خوب چیه؟منم یکم مکث کردم با لبخند و پته پته گفتم: آزادی مردم مظلوم فلسطین و غزه...
آخ دختره سوختآخ حال کردم...
این مطلب تا کنون 43 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
43 بازدید
ما اينيم ديگه

جوک های جدید

گفتم غم تو دارم... گفتا چشت در اید!!! گفتم كه ماه من شو... گفتا دلم نخواهد!!! گفتم خوشا هوایی كز باد صبح خیزد... گفتاهوای گرمیست!آه آه!عرق در امد! گفتم دل رحیمت كی عزم صلح دارد؟؟؟ گفتا برو به سویی تا گل نی در اید... گفتم زمان عشرت دیدی كه چون سر امد؟؟؟ گفتا كی ای وای دیر شد ...دادمامان در امد
 
 
ﺯﻥ ﺑﺎﺱ ﻭﻗﺘﯽ ﺁقاش ﻣﯿﮕﻪ ﺯﻥ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﻮ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﭽﺮﺧﯿﻢ ﺑﮕﻪ ﻭﺍیسا آرایشمو پاک کنم بعد بریم.... . . . . . . بر گرفته از کتاب دو زار بده آش به هم
این مطلب تا کنون 100 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
100 بازدید
جوک های جدید

تو اتوبوس نشسته بودم پیرزنه ازم پرسید
 
کجادرس میخونی؟گفتم گرگان مادرجون.گفت: کرمان؟گفتم:نه گرگان.گفت:کجای کرمان.گفتم :نه گرگانگفت:گفتی کجای کرمان؟دیدم زشته تو اتوبوس صدامو ببرم بالا گفتم:اره کرمانگفت:پس گوه میخوری هی میگی گرگان.!! ینی خدا شاهده مسافرا صندلیارو گاز میگرفتن از خنده!
این مطلب تا کنون 42 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
42 بازدید

یادداشت ۴۱

امروز دیدم بابا نشسته داره می‌خنده. پرسیدم چی شده. گفت ديگه شصت ساله‌م شد. گفتم خب؟ گفت ديگه می‌تونم بگم «من با شصت هفتاد سال سن». گفتم خب این خوبی‌ش چیه؟ گفت خوبی‌ش چیه؟ چرا خودتو به نفهمیدن می‌زنی؟ چرا منو با شصت هفتاد سال سن اذیتم می‌کنی؟ بعد نخودی خندید. منم فهمیدم که ديگه دهنم سرویسه.
 
+شکر :))
این مطلب تا کنون 113 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
113 بازدید
یادداشت ۴۱

خدایا...

گفتم:خدایا از همه دلگیرمگفت:حتی من؟گفتم:خدایا دلم را ربودند!گفت:پیش از من؟گفتم:خدایا چقدر دوری؟گفت:تو یا من؟گفتم:خدایا تنهاترینم!گفت:پس من؟گفتم:خدایا کمک خواستم.گفت:از غیر من؟گفتم:خدایا دوستت دارم.گفت:بیش از من؟گفتم:خدایا انقدر نگو من!گفت:من توام، تو من
این مطلب تا کنون 35 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
35 بازدید
خدایا...

خدا....

گفتم: خدا آخه این همه سختی؟ چرا؟گفت: «انَّ مع العسر یسرا»"قطعا به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/6)*گفتم: واقعا؟!گفت: «فإنَّ مع العسر یسرا»حتما به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/7)*گفتم: خب خسته شدم ديگه...گفت: «لاتـقـنطوا من رحمة الله»از رحمت من ناامید نشو.(زمر/53)*گفتم: انگار منو فراموش کردی!گفت:«اذکرونی اذکرکم»منو یاد کن تا یادت باشم.*گفتم: تا کی باید صبر کرد؟!گفت: « وَ ما یدریک لَعلَّ السّاعة تکون قریبا»تو چه می دانی، شاید موعدش نزدیک باشد.(ا
این مطلب تا کنون 78 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
78 بازدید
خدا....

گفتم غم تو دارم ((طنز))

گفتم غم تو دارم (طنز)گفتم غم تو دارمگفتا چشت درآید!گفتم که ماه من شوگفتا دلم نخواهد!گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموزگفتا زخوب رویان این کار کمتر آید!گفتم که برخیالت راه نظرببندمگفتا که درحقیقت دل ره به توندارد!گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کردگفتا ز سرشوی من این کارحتماً آید!گفتم خوشا هوایی کزبادصبح خیزدگفتا هوای گرمیست اَه اَه عرق درآمد!گفتم که نوش لعلت ما رابه آرزوکشتگفتا که این لب من برگونه ات نیاید!گفتم دل رحیمت کی عزم صلح داردگفتا برو به س
این مطلب تا کنون 120 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
120 بازدید
گفتم غم تو دارم ((طنز))

گفتم : تو شیرین منی ؛ گفتا تو فرهادی مگر ؟
گفتم : خرابت میشوم ؛ گفتا که آبادی مگر ؟
گفتم : ندادی دل به من ؛ گفتا تو جان دادی مگر ؟
گفتم : ز کویت می روم ؛ گفتا تو آزادی دگر ...
گفتم : فراموشم نکن ؛ گفتا تو در یادی مگر ؟
گفتم : که بر بادم نده ؛ گفتا که بر بادی دگر ..
این مطلب تا کنون 130 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
130 بازدید

دختر(خودم )

رسیدم خونه بابام یه چک زد تو گوشم گفت: اون دختر بی حجاب کی بود امروز تو خیابون باحاش راه میرفتی گفتم: کدوم دختره بابا؟؟  گفت :خودتو به اون راه نزن ، من خودم ختم روزگارم. گفتم :من امروز فقط با امید داشتیم میرفتیم لباس ببینیم. گفت: پدر سوخته اونکه دختر بود امید کدوم خریه؟ گوشیمو در آوردم عکس امیدو نشون دادم یدونه ديگه زد پس کلم گفت: این دختر نیست؟؟ گفتم :نه  گفت :پس چرا ابرو هاش شیطونیه  ؟دماغش چرا سر بالائه؟  چرا موهاش هایلایده؟ تا حالا ای
این مطلب تا کنون 118 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
118 بازدید
دختر(خودم )

خخخخ مطلب طنز - خیلی باحاله

میدونین چی از ۱۰۰تا فحش بدتره؟۲۰۰ تا فحش.!والا
------============================---------------------------------==============-----
ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺎﺩﺭﮔﻔﺖ: ﺟﺎﻧﻢﮔﻔﺘﻢ: ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻡﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﺟﺎﻧﻢﮔﻔﺘﻢ: ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻡﮔﻔﺖ: ﺑﺨﻮﺭ ﺍﺯ ﺳﻬﻢ ﻧﺎﻧﻢﮔﻔﺘﻢ: ﮐﺠﺎ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢﮔﻔﺖ: ﺭﻭﯼ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢﮔﻔﺘﻢ: ﻟﯿﻮﺍﻥ ﭼﺎﯼ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ .ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﺫﻟﯿﻠﺖ ﮐﻨﻪ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺍﻻﻍ، ﺑﻤﯿﺮﯼﺭﺍﺣﺖ ﺷﻢ ! :|
 منبع : http://www.girlscity1.blogfa.com/
این مطلب تا کنون 72 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
72 بازدید
خخخخ مطلب طنز - خیلی باحاله

مصاحبه

ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ...
ﻃﺮﻑ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﻣﯿﺮﯼ ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ .. ﺑﻠﻪ ﻣﯿﯿﯿﯿﯿﺮﻡ !
ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺭﻭﺯ ﻗﺪﺱ ﺭﺍﻫﭙﯿﻤﺎﯾﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ !
ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﮐﯿﮏ ﻭ ﺳﺎﻧﺪﯾﺲ ﻫﻢ ﺧﻮﺭﺩﯼ ! ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ .. ﺑﻠﻪ ﺧﻮﺭﺩﻡ !
ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﻏﻠﻂ ﮐﺮﺩﯼ !! ﺭﻭﺯ ﻗﺪﺱ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﺭﻣﻀﻮﻧﻪ!!
نامردا سوال انحرافی در این حد؟!!
این مطلب تا کنون 108 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
108 بازدید
مصاحبه

اسي................تنها

سخته حرفم رسیده وقت رفتن گذشت اون روزا تو حرفا بودی حرف أول
حس می كردم أخیرا حرفات با خراشه اونجا بود كه فهمیدم این قصه آخراشه
وقت رفتنه وقت دفن قلبمه و خودت می دونی تمومه الكی جو نده
حرف های تلخت هم كه نمك زخممه و تنها دلخوشیم به قلم دستمه
و باز منم و حسرت اینكه دوباره تنهام و از خدا حالا می خوام من دو بال پرواز
می دونی چند بار گفتم كه تو مال من باش؟؟؟ بگذریم ديگه زدستم در رفته شمار دردام
تو كه می دونستی من تكیه گاه محكمتم بگو با من ديگه چرا آخ
این مطلب تا کنون 43 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
43 بازدید
اسي................تنها

مزاحم تلفنی

داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد گفتم بفرمایید الووو..، فقط فوت کرد !گفتم اگه مزاحمی یه فوت کن اگه میخوای با من دوست بشی دوتا فوت کن .دوتا فوت کرد...گفتم اگه زشتی یه فوت کن اگه خوشگلی دوتا فوت کن دوتا فوت کرد .گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت کن اگه هستی دوتا فوت کن دوتا فوت کرد .گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت دوازده نمیتونی بیای یه فوت کن اگه میتونی بیای دوتا فوت کن دوباره دوتا فوت کرد .با
خوشحالی گوشی رو قطع کردم
این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
19 بازدید
مزاحم تلفنی

رفت ولی وقتی برگشت من رفته بودم

گفتم:میری؟گفت❤:آرهگفتم:منم❤ بیام؟گفت:جایی که من میرم ❤جای 2 نفره نه❤ 3 نفرگفتم:برمی گردی؟فقط خندید.❤....اشک❤ توی چشمام حلقه زدسرمو پایین❤ انداختمدستشو زیر چونم گذاشت❤ و سرمو بالا آوردگفت❤:میری؟گفتم:آرهگفت:❤منم بیام؟گفتم:جایی که من میرم جای❤ 1 نفره نه 2 نفرگفت❤:برمی گردی؟گفتم:جایی که میرم راه برگشت❤ ندارهمن رفتم❤ اونم رفتولیاون❤ مدتهاست که❤ برگشتهوبا ❤اشک چشماشخاک مزارمو❤ شستشو میده .
این مطلب تا کنون 30 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
30 بازدید
رفت ولی وقتی برگشت من رفته بودم

جای سوختگی رو پام بود به مامانم نشون دادم گفتم این جای چیه !؟؟؟؟گفت بچه بودی چهارشنبه سوری رفتیم خونه بابابزرگ اینا از رو اتیش پریدی گفتم اهان پس اونجا اینطوری شد گفت نه
اومدیم خونه قاشق داغ گذاشتم رو پات تا ديگه از این غلطا نکنی .....
این مطلب تا کنون 61 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
61 بازدید

جدا از دیگران

* یه روز نزدیکی و روز ديگه دور، یه روز مهربونی و روز ديگه سنگدل، یه روز با من و روز ديگه بدون من، و من ... یه روز عاشقم و روز دیگر عاشق تر.* لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثه خوردن یه فنجون قهوه گرم زیر برفه، درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی آدم رو دلگرم می کنه.*فاصله عشق های کوچک را از بین می برد ولی... عشقهای بزرگ را قوت می بخشد مثل: باد که شمع رو خاموش می کنه ولی آتیش رو شعله ور می سازد.*ای که دور از منو در قلب منی، با خبر باش که دنیای منی، شادیت
این مطلب تا کنون 28 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
28 بازدید
جدا از دیگران

دارم میمیرم

حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
 
گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
 
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
 
گفت: دارم میمیرم
 
گفتم: یعنی چی؟
 
گفت: یعنی دارم میمیرم ديگه
 
گفتم: دکتر ديگه ای، خارج از کشور؟
 
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
 
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده
 
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟
 
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول ما
این مطلب تا کنون 26 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
26 بازدید
دارم میمیرم

فقط یک روز تا چند روز وقت داریم

 
اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنهگفت: یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمهگفتم: چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنمگفت: دارم میمیرمگفتم: یعنی چی؟گفت: یعنی دارم میمیرم ديگهگفتم: دکتر ديگه ای، خارج از کشور؟گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرشگفت
این مطلب تا کنون 21 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
21 بازدید
فقط یک روز تا چند روز وقت داریم

خاویار

تو فرودگاه بودم دیدم یه پسر بچه معصوم داره واکس میفروشهدلم سوخت گفتم برم ازش بخرمرفتم پیشش گفتمآقا پسر چنده؟گفت "٧٠٠،٠٠٠ تومن"گفتم مگه این واکس ها رو از چی ساختن؟یه لبخندی زد و گفت :مرده شور اون قیافت ببرن اینا خاویاره واکس نیست!
 
 
این مطلب تا کنون 148 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
148 بازدید
خاویار

***متن طنز***

ﺳﺮﻛﻼﺱ ﺍﺳﺘﺎﺩﻩ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ :
ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﻧﯿﺸﺖ ﺑﺎﺯﻩ ﭘﺎﺷﻮ ﺑﺮﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﮎ
ﮐﻦ ,
ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻤﯿﺮﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ !!!
ﮔﻔﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﯼ ؟ ﻣﯿﮕﻢ ﭘﺎﺷﻮ
ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﮎ
ﮐﻦ
ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ :
ﺩﻭﺱ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﮐﻼﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﻮ
ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ
ﺑﺒﯿﻨﻦ !!!
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺯﺩﻥ ﺯﯾﺮ ﺧﻨﺪﻩ ....
ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻼﻓﯽ ﮐﻨﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﭘﺎﯼ
ﺗﺨﺘﻪ ﮔﻔﺖ :
ﺧﻮﺷﮕﻞ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺗ
این مطلب تا کنون 63 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
63 بازدید
***متن طنز***

انتقامی از نوع دیگر

استاده ام چون شمع، مترسان ز آتشمامشب دلم خواست باز تو وبلاگم چند خط بنویسم و گفتم قبلش نوشته های قبلی رو مرور کنم. صفحه وبلاگم باز شد اما خالی از محتوا. وبلاگ من سیاسی نبود و هر وقت دلم میگرفت چند خطی با خودم درد و دل میکردم. بهمن که بازداشت شدم یکی از مطالبم که درباره خانواده شهدا بود جلوم گذاشتن و گفتن توهین. توضیح دادم اگر گفتم من ديگه خانواده شهدا نیستم چون با این وضع افتضاح باید از خانواده شهدا خجالت بکشیم. گفتم بروید کل مطالب وبلاگ را بخو
این مطلب تا کنون 33 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
33 بازدید
انتقامی از نوع دیگر

قاصدك من

یه بار كه به روستا رفته بودیم با بچه ها برای گردش به صحرا رفتیم دو تا از بچه های خواهرام هم با ما اومدن  خیلی خوش گذشت صحرا پر بود از گلهای رنگارنگ مثل گل محمدی و گلهای ديگه و قاصدهای زیبا و قشنگ  وعطر خوش اونا فضا رو پر كرده بود  بچه های خواهرم تقریبا با دوقلوهای ما همسن هستن و همش دنبال بازیگوشی و  كندن گل بودن خیلی جالب بود و به همه خوش گذشت -كلی با هم بازی كردیم و  خوراكی خوردیم و خندیدیم- آخر وقت كه  موقع اومدن بود  به بچه ها گفتم هر كی بره و
این مطلب تا کنون 156 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
156 بازدید
قاصدك من

من رفتني ام!

>اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه>>گفت :حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه>>گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم... >>گفت: من رفتنی ام!>>گفتم: یعنی چی؟>>گفت: دارم میمیرم>>گفتم: دکتر ديگه ای رفتی، خارج از کشور؟>>گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.>>گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده>>با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟>>فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گل مالی
این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
19 بازدید
من رفتني ام!

حضور+پست الکی

با سلام
مدت نسبتا طولانی که بلاگفا غیر فعال شده بود ديگه حس سر زدن به وبلاگ رو ازم گرفت :(
2 تا وبلاگ ديگه هم داشتم که بعد از مشکلات بلاگفا ديگه راه نیفتادن! و کلاً بیخیالشون شدم!
گفتم یه پست الکی بذارم یه موقع بلاگفا این وبلاگم رو هم ازبین نبره.
این مطلب تا کنون 62 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
62 بازدید
حضور+پست الکی

مانکن

تو یه پاساژ راه میرفتم که یهو خوردم به یه نفر و اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کنم و گفتم واقعا عذرخواهی میکنم وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسهای مانکنی هست که جلوی مغازه میذارن :|اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه.بهش گفتم خنده داره من فکر کردم آدمه.یارو چیزی نگفت خوب که دقت کردم دیدم همونم یه مانکن ديگه است :|کلا ديگه سرمو انداختم پایین زدم به چاکمنبع : http://felfelei.rozblog.com
این مطلب تا کنون 277 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
277 بازدید
مانکن

صیاد دلها...

رفتم قم رسیدم خدمت آقای بهاء الدینی ...  ایشان به من نگاهی کردند، گویا منتظر بودند که پیغام را برسانم ، گفتم که حاج آقا! جناب صیاد به شما سلام رساندند و گفتند دلم برای شما تنگ شده،  پاسخ آقای بهاء الدینی که آقازاده شان هم آن جا بود این بود، گفت:شما آقای صیاد را می شناسید؟  گفتم: حاج آقا فرمانده من است من چطور نشناسمش!  گفت شما آقای صیاد را می شناسید؟  با سؤال دوم فهمیدم که حاج آقا به من می خواهد بگوید شما نمی شناسیدش.  گفتم:نه آن قدری که شما می شن
این مطلب تا کنون 26 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
26 بازدید
صیاد دلها...

جوک های توافق هسته

ﻣﯿﮕﻤﺎ؛
ﺣﺎﻻ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮔﺮﻭﻩ ۵+۱ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ؟ !
ﺍﺻﻼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯾﻪ؟ !
ﮐﺴﯽ ﺑﻠﺪﻩ؟؟ !!!!
ﺁﺑﺮﻭﻣﻮﻥ ﻧﺮﻩ ﺑﺨﻨﺪﻥ ﺑﻬﻤﻮﻥ
___________________________________________
 
ﻣﯿﮕﻦ ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﻨﺰﻳﻦ ﻣﻴﺸﻪ ﻟﻴﺘﺮﻯ ۵۰۰ ﺭﻳﺎﻝ، ﺍﻭﻧﻢ
ﻋﻤﺮﺍ ﺍﮔﻪ ﻇﺮﻳﻒ ﺑﺬﺍﺭﻩ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﻨﯽ
 
__________________________________________
 
 
شانس نداریم که، حالا که داره رابطمون با آمریكا خوب میشه؛
 
اقتصادشون تعطیل میشه!
هیچی ديگه...!!!
 
از فردا باید خرج مردم م
این مطلب تا کنون 172 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
172 بازدید
جوک های توافق هسته

خدایا...

گفتم:خدایا از همه دلگیرم...گفت:حتی از من؟
گفتم:خدایا دلم را ربودند...گفت:پیش از من؟
گفتم:خدایا چقدر دوری...گفت:تو یا من؟
گفتم:خدایا تنهاترینم...گفت:پس من؟
گفتم:خدایا کمک خواستم...گفت:از غیر من؟
گفتم:خدایا دوستت دارم...گفت:بیش از من؟
گفتم:خدایا انقدر نگو من...گفت:دوستت دارم دوستم بدار...
این مطلب تا کنون 39 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
39 بازدید
خدایا...

مرغ

ﺭﻓﺘﻢ ﯾﻪ ﻣﺮﻍ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﮑﻢ ﺳﺮﺑﻪ ﺳﺮ ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﺰﺍﺭﻡ ﮔﻔﺘﻢ:ﺁﻗﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﻍ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ شوهر نکرده ﺑﺎﺷﻪ
ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺭﻓﺖ ﯾﻪ ﻣﺮﻍ ﺁﻭﺭﺩ ﯾﻪ ﭼﺸﺶ ﮐﻮﺭﺑﻮﺩ ﯾﻪ ﭘﺎ ﻧﺪﺍﺷﺖ ، ﭘﺮﺍﺷﻢ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ:ﺍﺯﮐﺠﺎﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺍﯾﻦ شوهر نداره ﮔﻔﺖ:ﺗﻮ ﺧﺮﻭﺱ ﺑﻮﺩﯼ ﺍﯾﻨﻮﻣﯿگرفتی
این مطلب تا کنون 67 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
67 بازدید
مرغ

گل عشق

روزی به دنبال گلی راهی شدم از این کویر آن گل نگو خار کویر بود
و منم یارش شدم از غم دل همراهش شدم آن تیغ اول را که زد بر چشم من گفتم که سهل
باشد برای عشق من چون تیغ دوم را بزد بر چشم من گفتم کز او خرده مگیر که گل با خارش
گل است تیغ آخر را که زد بر قلب من گفتم که ای معشوق من ، این جوانمردی نبود در حق
من گفتم چرا زین گونه بر قلبم زدی گفتا اگر عاشق شدی ، زخم دلم خواهی خوری این را
که گفت آن گل به من دیدم که بر قلبم نهاد از جانب خود گل به من
این مطلب تا کنون 32 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
32 بازدید
گل عشق

جملات زیبا و خواندنی درباره پدر

با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه...اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الفیه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابابا اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباههگفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد ...... ... ... تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی ...اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری ...
این مطلب تا کنون 92 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
92 بازدید
جملات زیبا و خواندنی درباره پدر

فیلیپ

یكی از اساتید دانشگاه میگفت ؛در دوره تحصیلاتم در آمریكا در یك كار گروهی با یك دختر آمریكایی به نام كاترینا و همینطور فیلیپ ، كه نمیشناختمش همگروه شدم. از كاترینا پرسیدم فیلیپ رو میشناسی؟ كاترینا گفت آره، همون پسری كه موهای بلوند قشنگی داره و ردیف جلو میشینه! گفتم نمیدونم كیو میگی! گفت همون پسر خوش تیپ كه معمولا پیراهن و شلوار روشن شیكی تنش میكنه! گفتم نمیدونم منظورت كیه؟ گفت همون پسری كه كیف وكفشش همیشه ست هست باهم! بازم نفهمیدم منظورش كی بو
این مطلب تا کنون 135 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
135 بازدید
فیلیپ

66 #

پسره تقریبا 8-7 سالش بود دیدم تنها گوشه پیاده رو نشسته،گفتم شاید گم شده
رفتم بش گفتم داداش کوچیکه راه خونتونو گم کردی؟
گفت نه شاسکول منتظر زیدمم
بعدم یه آیفون 6 از جیبش درآورد زنگ زد دختره گفت منو نیم ساعته اینجا کاشتی خب پاشو بیا *** خانم!
هیچی ديگه تا خونه سینه خیز رفتم
#عارمین
این مطلب تا کنون 219 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
219 بازدید
66 #

شیرین

من میگویم

من می گویم

گفتم كه دوستت دارم ، گفتی كه باور نداریگفتم این كلمه را از حفظ نمی گویم از ته دلم می گویم ، گفتی دلم را نیز باور نداریسكوت تلخی كردم و از ته دلم آه كشیدم. مدتی سكوت با چشمانی خیسگونه ام خیس شد و قلبم شكسته گفتی كه تو قلبم را شكستی ، گفتم كه قلبت شكسته نشد ، احساست در هم شكستگفتی سكوت كن میخواهم گریه كنم ، من نیز سكوت كردم و با گریه تو نا آرام شدم و اشك ریختمگفتی بی خیالی از اشكهایم ،چیزی نگفتم ، و باز سكوت و یك آه تلخگفتی كاش
این مطلب تا کنون 54 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
54 بازدید
شیرین

اخرین اپم امیدوارم خوب باشه دوستان ...

گفتی "بخند" .... گفتم " نگاه کن"گفتی" بگو " ....گفتم "بشنو"گفتی "عاشق شو" ..... گفتم "حس کن"گفتی "ثابت کن" .... گفتم "لمس کن"گفتی "گریه کن" .... گفتم "بزن"گفتی " برو " ....گفتم ... "خدا نگهدار"ببین !همیشه حرف ، حرف تو بوده! دوستان بخاطر این مطلب منو ببخشید چون ديگه نمی تونم اپم کنم بهتون گفته بودم که می خوام برم سر بازی  این اون روز سیاه بود که ازش میترسیدم دل بعضی ها رو شکستم  تورو خدا ببخشید حلالمون کنید  اخرین اپمم بود دوستون دارم تا ابدم خواهم داشت. ببخشید بهرحال خ
این مطلب تا کنون 28 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
28 بازدید
اخرین اپم امیدوارم خوب باشه دوستان ...

حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق می کنه .
 گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم : چشم ، اگه جوابشو بدونم ، خوشحال می شم بتونم کمک کنم
گفت : دارم می میرم
گفتم : یعنی چی؟
 گفت : یعنی دارم می میرم ديگه
گفتم : دکتر ديگه ای ، خارج از کشور ؟
گفت : نه همه اتفاق نظر دارن ، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد .
گفتم : خدا کریمه انشاالله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت : یعنی اگه من بمیرم خدا کریم نیست ؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش

این مطلب تا کنون 137 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
137 بازدید

بزارين زندگي كنن

 
مادربزرگ،اشکش را با گوشه چارقدش پاک کردگفت:دلم می خواست عاشقی
 
کنم،نشد،ننه اونقده دلم می خواست یه دمپختک لب رودخونه بخوریم،نشد دلم پر
می کشید حاجی بگه دوست دارم،نگفت، حسرت به دلم موند،بگه عاشقتم نشد
که بگه، گاهی وقتا یواشکی که کسی نبود،زیر چادر چند تا بشکن می زدم آی می
چسبید دلم لک زده بود واسه یک یه قل دو قل،نون بیار کباب ببر ولی دست های
حاجی قد هیکلم بود،اگه میزد حکما دو روز می خوابیدم یبار گفتم،آقا میشه فرش
بندازیم رو پشت بوم شام بخور
این مطلب تا کنون 42 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
42 بازدید
بزارين زندگي كنن

خط رو خط

زنگ زده بودم خونه خواهرم خط رو خط شده بود، یهو یه آقایی جواب داد گفت بفرمایید! گفتم سلام ببخشید مثل اینکه اشتباه گرفتم! گفت نه حاج خانوم درست گرفتی! فکر کردم شوهرشه گفتم علی تویی؟ گفت با کی کار داری گفتم با زهرا! گفت حاج خانوم شمایی؟ بعد صددرصد متوجه شدم اشتباه گرفتم قطع کردم!
یهو دیدم خواهرم زنگ زده داره از خنده منفجر میشه! گفتم چیه؟ گفت هیچی مثل اینکه خط رو خط شده بود دیدم شماره شما افتاده جواب دادم دیدم یکی با صدای پیرزن میگه اااالوووو! بببب
این مطلب تا کنون 82 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
82 بازدید
خط رو خط

پرداختی

 
تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت
آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا, این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید.
قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم, گفتم این امانتی مال شماس, گفت حامد پسرم تویی؟
گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟
دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم
این مطلب تا کنون 224 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
224 بازدید
پرداختی

موقع اعدامم پرسیدند آخرین حرفت:
l /l
l /l
l /l
l /l
l /l
l /l /¯ )
l /l /\/
l /l \/
( ¯¯¯ )
( ¯¯¯ )
( ¯¯¯ )
( ¯¯¯ )
( ¯¯¯ )
/¯¯/\
/ , ^. /\
/ / \/\
/ / \/\
( ( )/ )
l l l /l
l l l /l
l l l /l
( ( )/ )
\ \ / /
\ `-- ' /
`-- --- '

گفتم:
رویِ قبرم تکه یخی بگذارید تا چکه کند!
پرسیدند:
چرا؟!
گفتم:
چون عزیزی ندارم که سرِ قبرم گریه کند...
این مطلب تا کنون 22 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
22 بازدید
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  > 

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر