خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





سلامی دوباره

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه ابرها که فکرهای طویلم بودندبه رشد دردناک سپیدارهای باغ که با مناز فصل های خشک گذر میکردندبه دسته های کلاغانکه عطر مزرعه های شبانه رابرای من به هدیه میآورندبه مادرم که در آینه زندگی میکردو شکل پیری من بودو به زمین ، که شهوت تکرار من ، درون ملتهبش رااز تخمه های سبز میانباشت - سلامی ، دوباره خواهم دادميآيم ، ميآيم ، ميآيمبا گیسویم : ادامهء بوهای زیر خاکبا چشمهام : تجربه های غلیظ تاریک
این مطلب تا کنون 30 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
30 بازدید
سلامی دوباره

جواب نامه...

زن قبل از برگشتن همسرش از سر كار در نامه ای نوشت من خانه را تا ابد ترك كردم و دیگر حاضر نیستم با تو زندگی كنم. او نامه را روی میز گذاشت  وزیر تختخواب پنهان شد تا عكس العمل شوهرش را بعد از خواندن نامه ببیند .
شوهر خسته از سر كار آمد  و وارد اتاق خواب شد وچشمش به كاغذ روی میز افتاد . پس از خواندن نامه با خونسردی چیزی روی نامه نوشت و با موبایلش به دوستش زنگ زد وگفت: سلام داداش من لباسهایم را عوض میكنم و ميآيم  منتظرم باش زنم از خونه برای همیشه رفته . ب
این مطلب تا کنون 121 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
121 بازدید
جواب نامه...
صفحات ادامه نتايج:  1 

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر