خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





روزی خواهم امد و پیامی خواهم اورد
در رگها نور خواهم ریخت و صدا در خواهم داد
ای سبدهاتان پر خواب سیب اوردم
سیب سرخ خورشید خواهم امد
گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را گوشواری دگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفت :چه تماشا دارد باغ
دوره گردی خواهم شد کوچه ها را خواهم گشت
جار خواهم زد
ای شبنم شبنم شبنم
رهگذاری خواهد گفت راستی را شب تاریکی است
کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پا دب اکبر را بر گردن او خواهم اویخت.
هر چه دشنام از لبها خواهم
این مطلب تا کنون 196 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
196 بازدید

سلامی دوباره

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه ابرها که فکرهای طویلم بودندبه رشد دردناک سپیدارهای باغ که با مناز فصل های خشک گذر میکردندبه دسته های کلاغانکه عطر مزرعه های شبانه رابرای من به هدیه میآورندبه مادرم که در آینه زندگی میکردو شکل پیری من بودو به زمین ، که شهوت تکرار من ، درون ملتهبش رااز تخمه های سبز میانباشت - سلامی ، دوباره خواهم دادمیآیم ، میآیم ، میآیمبا گیسویم : ادامهء بوهای زیر خاکبا چشمهام : تجربه های غلیظ تاریک
این مطلب تا کنون 30 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
30 بازدید
سلامی دوباره

دوباره باز خواه مگشت

دوباره باز خواهم گشت نمی دانم چه هنگام ، از کدامین راه ولی یکبار دیگر ، باز خواهم گشت و چشمان تو را ، با نور خواهم شست و از عرش خداوندی ، شما را هدیه های تازه خواهم داد به دستان برادر ، دست خواهم داد به زلف کودکان ، گیلاس خواهم زد نوازش های مادر را ، دوباره زنده خواهم کرد زن همسایه را ، نور و هوا و آفتابی تازه خواهم داد به ننوی یتیمان ، من تکان از عرش خواهم داد به لب های فرو بسته ، امید خنده خواهم داد به دیوار حریم عشق ، یکبار دگر ، من تکیه خواهم زد
این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
19 بازدید
دوباره باز خواه مگشت

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت
بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد
بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد
بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد 
 . 
.
کاشکی عشق دیروز هنوز میون ما بود
واسه من توی قلبت هنوز یه ذره جا بود
این مطلب تا کنون 129 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
129 بازدید

از بزرگسالی استعفا می‌دهم...!

▪ من می‌خواهم رسما از بزرگسالی استعفا ‌دهم و مسوولیت‌های یک کودک هشت ساله را قبول کنم... ▪
می‌خواهم به یک ساندویچ‌فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است. ▪ می‌خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می‌توانم آن را بخورم! ▪ می‌خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم. ▪ می‌خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم. ▪ می‌خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چیز ساده بود، وقتی داشتم
این مطلب تا کنون 356 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
356 بازدید
از بزرگسالی استعفا می‌دهم...!

میخواهم از بزرگسالی استعفا بدهم

بدینوسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را قبول می کنم. می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است. می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم! می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم . می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم. می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چیز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را، جدول ضرب را
این مطلب تا کنون 25 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
25 بازدید
میخواهم از بزرگسالی استعفا بدهم

اشتباه

دوباره راه خطا...اشتباه بزرگی مرتکب شدمنباید به این دخترک عاصی اینقدر اختیار و آزادی عمل میدادمبه ذهنیت اشتباه دوستی در مورد خودم دامن زدماز امشب تا .... نمیدانم تا کی ، به بندش خواهم کشید ؛ دهانش را مهر و موم خواهم کردپ ن : یادم باشد ، دیگر هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقت راز دلم را بر زبان نیاورم. او که باید بداند ، اگر "او" باشد ، از چشمانم میخواند.
این مطلب تا کنون 53 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
53 بازدید
اشتباه

به نام ایزد یکتا 
دوباره باز خواهم گشت
درِ گلخانه ها را بازخواهم کرد
تمام آسمان را آبی پرواز خواهم کرد
تو را در کوچه‌های کودکی آوازخواهم کرد
دوباره باز خواهم گشت
دوباره باز خواهم گشت
تمام قفل‌ها را باز خواهم کرد
از آنجایی که ماندم ناتمام..آغاز خواهم کرد
 
تو را ‌ای خانه‌ی برآب
تو را ‌ای تشنه‌ی سیراب
تو را آباد خواهم کرد
تو را هر لحظه و هرجا
تو را هر جای این دنیا  
 
تو را فریاد خواهم کرد
 
تو را فریاد خواهم کرد…
************************
سلام به دوستان
این مطلب تا کنون 34 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
34 بازدید

دوباره سلام

دوباره سلام دوستان
با عرض معذرت از شما عزیزان بابت وقفه ای (خدمت سربازی) که باعث عدم بروزرسانی مطالب وبلاگ شد به اطلاع می رسانم بزودی این وبلاگ را با قدرت هرچه تمام بروزرسانی خواهم کرد امیدوارم از مطالب موجود و حضور در این وبلاگ لذت ببرید.
این مطلب تا کنون 163 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
163 بازدید
دوباره سلام

دوباره نوشتن..

دوباره نوشتن..
 اساسا وقتی یه مدت طولانی یه کاری انجام نداده باشی  انجام دادن دوبا ره اش خیلی سخت میشه...حالا میخواد دوباره دیدن یه دوست قدیمی باشه..دوباره عاشق شدن .. دوباره تمرین کردن...دوباره درس خوندن...یا دوباره تو وبلاگ نوشتن... بعد از 2 سال دیگر دوباره می نویسم.....
این مطلب تا کنون 141 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
141 بازدید
دوباره نوشتن..

سرآغازی دوباره

با نام و یاد خداوند مهربان
همراهان و دوستان عزیز , پس از وقفه ای نسبتاً طولانی دوباره تصمیم گرفتم , فعالیت گذشته پایگاه را پیش بگیرم و نسبت به ارسال تصاویر , برنامه ها و گزارشات صعود و مطالب متنوع ورزش مفرح کوهنوردی اقدام نمایم.
لذا بسیار خوشحال خواهم شد , اگر شما خوبان نقطه نظرات و پیشنهادات خود را با ما درمیان گذارید.
شاد و سلامت باشید
نواب میرزایی
این مطلب تا کنون 29 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
29 بازدید
سرآغازی دوباره

می خواهم انسانی دیگرگونه باشم

می خواهم انسانی دیگرگونه باشممی خواهم از درختها ایستادگی بیاموزممی خواهم چونان مورچه ای باشم پرتلاش بی آنکههراس داشته باشم از بارانمی خواهم با گندمزار برقصمبا قاصدک ها پرواز کنمبا جیرجیرک ها آواز بخوانممی خواهم بیکرانه باشم چون دریابی نشانه باشم چون باداز چشمانم رودخانه ای جاری کنم برای چمنزارتبر را کنار بگذارمکمانم را بشکنمآهو را رها کنم برای پلنگخرگوش را برای عقابپرنده ای باشم و پرواز کنم در برابر باد...باید انسانی دیگرگونه باشم ...
این مطلب تا کنون 62 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
62 بازدید
می خواهم انسانی دیگرگونه باشم

من-----تو

من حجاب را دوست دارم، تو اما نه!
من به چادر‌‌ بر سرم افتخار می‌کنم، تو اما گویا سنگینی نواری بر سرت آزاردهنده است!
این‌جاست فرق من و تو؛
من زیبایی را برای خود و خانواده‌ام می‌خواهم و تو برای غیر.
من آزادی روح‌ام را می‌خواهم و تو آزادی نفس‌ات را.
من آسایش دو دنیا را می‌خواهم و تو آسایش دنیای دنی را(هرچند که از همان هم محرومی!).
من رضای الله را می‌خواهم و تو رضای الاه را.یادت بیاورم؛
حجاب را من نخواسته‌ام؛معبود و معشوق‌ات خواسته‌است.
عاشق
این مطلب تا کنون 31 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
31 بازدید
من-----تو

ری را مادر میشود ...

دوباره در من کودکی زنده شد ... دوباره قرار است جان بگیرم , نمیدانم اگر بیای دوباره عاشق خواهم شد ؟ دوباره طعم ناب دوست داشتن به زیر زبانم خواهد آمد ؟
بیا جانان , بیا که با بودن تو جان دوباره را تجربه کنم , لذت دوباره ی عشق بی انتها را یادم نرود , نمیدانم چرا به سرم زد تو را داشته باشم , احساس میکردم که اگر تو را داشته باشم دیگر گدایی محبت نمیکنم دیگر هیچکس را بغیر وجودی از وجود خودم دوست نخواهم داشت
دلم روز به روز برایت پر میزند که دستانت را بگیرم ب
این مطلب تا کنون 53 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
53 بازدید
ری را مادر میشود ...

روز معلم

لم

 
صبح یک روز سرد پاییزیروزی از روزهای اول سالبچه ها در کلاس جنگل سبزجمع بودند دور هم خوشحالبچه ها غرق گفتگو بودندبازهم در کلاس غوغا بودهریکی برگ کوچکی در دست! باز انگار زنگ انشا بودتا معلم ز گرد راه رسید گفت با چهره ای پر از خندهباز موضوع تازه ای داریم آرزوی شما در آیندهشبنم از روی برگ گل برخاست گفت می خواهم آفتاب شومذره ذره به آسمان بروم ابر باشم دوباره آب شومدانه آرام بر زمین غلتید رفت و انشای کوچکش را خواندگفت باغی بزرگ خواهم شدتا ا
این مطلب تا کنون 223 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
223 بازدید
روز معلم

آغاز روز

امروز دوباره پرتویی زیبا و شگرف نور خورشید
از پنجره اتاق به من سلام می‌کند
و نوید یک روز نو را می‌دهد.
صدای زیبای گنجشکی می‌آید
وه که چه زیبا می‌خواند
انگار می‌خواهد چیزی را در درونم بیدار کند.
باز دوباره به پرتوی خورشید نگاه می‌کنم.
نمی‌دانم چرا این بار درخشان‌تر از همیشه شده
انگار فهمیده که در حال نوشتن از او هستم
گویی امروز جلوه‌گری‌اش در چشمانم دو صد چندان شده است.
انگار من هم سرشار از اشتیاقم و نمی‌خواهم این سطرها را پایانی باشد.
ر
این مطلب تا کنون 0 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
0 بازدید
آغاز روز

کوله‌ای خواهم بافت، خواهم انداخت به پشت


این مطلب تا کنون 152 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
152 بازدید
کوله‌ای خواهم بافت، خواهم انداخت به پشت

وقتی مثلا دارم برای کنکور می خونم!!!! :|

تو را خواهم یافت بانوی روزهای خوب تو را خواهم یافت و در آغوش خواهمت گرفت بوسه ای بر پیشانیت میزنم و زیباترین ترانه های جهان را در گوش تو زمزمه خواهم کرد دست تو را میگیرم بالهایمان را باز میکنیم و من بر فراز این شهر دوست داشتنِ تو را به گوش تمام مردم فریاد می زنم دوست داشتنت شیرین ترین اتفاق دنیاست... روزی تو را خواهم یافت ای بانوی روزهای نیامده ای دخترک گمشده خاطره های فردا
این مطلب تا کنون 143 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
143 بازدید
وقتی مثلا دارم برای کنکور می خونم!!!! :|

یک سلام تگری

 
نه نترس دوست من ، من در همین نزدیکی ها گم شده بودم خیالت تخت فقط گویا کمی عوامتر شده ام آنقدر که دیگر حرفی برای گفتن نداشته باشم اما من با این سکوت خواهم جنگید قفل دهانم را خواهم گشود و شاید داد خواهم زد ....
شاید بعضی ها فکر کنند این یعنی پرداختن به پوپولیسم اما پوپولیسم خودش نوعی عوام زدگی خاص است مخصوص تاریکمغزان دستمال کش بیگانه
من باز هم سکوتم را می شکنم شاید کسی فریاد زد ....
 
این مطلب تا کنون 33 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
33 بازدید
یک سلام تگری

مهربانم :امشب می خواهم بنویسم بنویسم ازدلم از دلتنگیام از حس غریبی که در دل دارم . دوست دارم از دلم بگویم دوست دارم بنویسم تا بتوانم خالی شوم ای خدا من چقدر دور افتادم ازت چقدرغریب شدم با این که همیشه تو را کنارخود دارم ولی احساس دلتنگی میکنم دوست دارم نزدیکترشم. نمیدانم نمیدانم چگونه بنویسم ... ای خدای من دوباره منو صدا کن صدایم کن چون وقتی تو مرا صدا میکنی دلشادم احساس تنهایی نمیکنم . اه ای خدا :اگرمن تورا نداشتم دق میکردم حتی نمیتوانم فکرکنم
این مطلب تا کنون 76 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
76 بازدید

لقمان حكيم

روزی لقمان در کنار چشمه ای نشسته بود . مردی که از آنجا می گذشت از لقمان پرسید : چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید ؟لقمان گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است.دوباره سوال کرد : مگر نشنیدی ؟ پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید ؟لقمان گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که لقمان دیوانه است و رفتن را پیشه کرد .زمانی که چند قدمی راه رفته بود ، لقمان به بانگ بلند گفت : ای مرد ، یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید .مرد گفت : چرا اول نگفتی ؟لقمان گفت
این مطلب تا کنون 34 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
34 بازدید
لقمان حكيم

دوباره از نو ....

سلام....
بعد چند مدت دوباره میخوام ینویسم ....
این چند وقت مشکلات خیلی زیادی داشتم والبته هنوزم گریبانمو گرفته ُکه دیگه اصلا به فکر نوشتن نبودم.
مشکلات دانشگاه و کنکور و انتخاب رشته و خانواده .......انشالله دوستای جدید هم لینکی هم سنگرای خوبی باشن
دوباره مینویسم ُمیخوام دوباره شروع کنم.
توکل به خدا .................
یا علی
این مطلب تا کنون 211 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
211 بازدید
دوباره از نو ....

خسته شدم

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم...بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد...خسته شدم بس که تنها دویدم...اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن...می خواهم با تو گریه کنم ...خسته شدم بس که...تنها گریه کردم...می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...خسته شدم بس که تنها ایستادم
این مطلب تا کنون 178 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
178 بازدید
خسته شدم

نگاه هاي تو خالي

«نگاه های تو خالی»
نگاهم نكنید...
   دیگر خسته ام از این نگاه های به ظاهر صمیمی، نگاه هایی كه جرقه ای در آن تاریكی های آشنای دلم روشن می كند و من خوش باور دوباره با خود می گویم می توان به این نگاه دل بست، می توان به آن خو گرفت و همه ی اندوه ها را رها كرد. دوباره با آن نگاه چه رویا ها می سازم و خیال می كنم كه با بقیه فرق دارد و ناگهان خنده ام می گیرد از این همه شوق زیستن. ناگهان در دلم حس گرم صمیمیت می پیچد. دوباره همه ی خوبی ها را باور می كنم. دوباره با
این مطلب تا کنون 50 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
50 بازدید
نگاه هاي تو خالي

باز وبلاگ

پس از نزدیك به یك سال وقفه ی تا حدودی  موجه - به دلیل مشغول شدن به ترجمه ای نسبتا سنگین -  باز خواهم گشت. و باز خوش حال خواهم شد بتوانم فعالیت های امسال خود و دانش آموزانم را  منعكس نمایم. نا گفته ها و نا نوشته ها فراوانند . پنج اكتبر باز خواهد نگاشت.
این مطلب تا کنون 127 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
127 بازدید
باز وبلاگ

برای همسرم

همسر نازنینم گفته بودم دلتنگم اما امروز انگار تو از من خیلی دلتنگ تری...
کاش کنارت بودم و تو این جملات را بجای نوشتن چشم در چشمم می گفتی
اگر اینگونه بود حتما از حرارت عشق چشمانت آب میشدم...
میدانم این روزها خیلی زیاد از محبتت می خواهم
میدانم زیاده خواه شده ام و تند خو
دست خودم نیست
خلق تنگ و عصبی ام را کشته بودم با مهربانیت، یادت هست...
چه کنم که فرزندمان گویی با ورودش رنگی دوباره بر آنها پاشیده
میدانم که محبتت راستین است، به شفافی آب چشمه
و میدا
این مطلب تا کنون 32 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
32 بازدید
برای همسرم

؟؟؟؟

                                    تو اگر باز کنی پنجره را                             من نشان خواهم داد به تو زیبایی را                                        بگذر از زیور و آراستگی                             من , تو را تا خانه ی خود خواهم برد                        که در آن , شوکت و پیراستگی چه صفایی دارد                                             آری , از سادگیش                                          چون تراویدن
این مطلب تا کنون 48 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
48 بازدید
؟؟؟؟

زندگی روی روال

سلام
امده ام اگر خدا بخواهد بمانم
هی روزگار دست روی دلم نگذار
خوشیهای ام را از من نگیر
حال خوشی ندارم از اتفاقاتی که افتاد
بگذار نگویم
خیلی ها طاقت ندارند و رنجور میشوند
کاش دوباره به روال زندگی برگردم
همان روال سابق را می خواهم
خدایا صبورم کن در مقابل مشیتت
این مطلب تا کنون 131 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
131 بازدید
زندگی روی روال

بهونه من 95

من به  امید آمدن روزهای خوب با تو بودن
صبر خواهم کرد
به امید آن روز که بوی عطر عشقمان تمام
کوچه های شهر را پر کند،صبر خواهم کرد
به امید آن روز که عطش  بودنم تو را بی تاب کند،
صبر خواهم کرد
آنقدر صبر خواهم کرد تا ذلیخا و عشقش
برایم کف بزنند
من به امید روزهای داشتن تو باز هم 
صبر خواهم کرد 
              ای تمام هستی من
این مطلب تا کنون 214 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
214 بازدید
بهونه من 95

بهونه من 95

من به  امید آمدن روزهای خوب با تو بودن
صبر خواهم کرد
به امید آن روز که بوی عطر عشقمان تمام
کوچه های شهر را پر کند،صبر خواهم کرد
به امید آن روز که عطش  بودنم تو را بی تاب کند،
صبر خواهم کرد
آنقدر صبر خواهم کرد تا ذلیخا و عشقش
برایم کف بزنند
من به امید روزهای داشتن تو باز هم 
صبر خواهم کرد 
              ای تمام هستی من
این مطلب تا کنون 205 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
205 بازدید
بهونه من 95

دوباره سلام:بازهم تشکر.... تشکر و تشکر از همه دوستانی که لطف کردند و نظرات سازنده شونو برام گذاشتن. از تمام عزیزانی که من بخاطر یاری نکردن ذهنم... اسمشونو ننوشتم معذرت می خواهم . از آقازاده های عزیز ....محمدی های خونگرم .. یوسفی های ارجمند وآقایان آزاد و دولتخواه و خیلی های دیگه که واقعا سن من قد نمی ده ...از همه تون ممنونم و دستتونو  به  گرمی می فشارم . 
این مطلب تا کنون 65 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
65 بازدید

من اینجا بس دلم تنگ است...

 
                                 نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم
                         و  گر پرسی چه می‌خواهی؟ تو را خواهم تو را خواهم

                              نمی‌خواهم که با سردی چو گل خندم ز بیدردی
                                   دلی چون لاله با داغ محبت آشنا خواهم

                             چه غم کان نوش لب در ساغرم خونابه می‌ریزد
                            من از ساقی ستم جویم من از شاهد جفا خواهم

 
این مطلب تا کنون 23 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
23 بازدید
من اینجا بس دلم تنگ است...

سلام به همگی

سلام به همگی،امیدوارم حالتون خوب باشه♥ در بلاگفا برای مدتی کوتاه مشکلاتی بوجود آمده بود که این مشکلات در وبلاگ من هم تاثیر داشت و باعث شد تا تمامی مطالب جدید حذف گردد و مطالب قدیمی بجا ماند اما من دوباره تلاش خواهم کرد جدیدترین مطالب برای شما به نمایش بگذارم ♡
 
 
این مطلب تا کنون 67 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
67 بازدید
سلام به همگی

به ياد شهيد همداني

وقتی جان بازی را با چشمانم دیدم از خودم بدم امد انجا بودم همه رفتند و من هنوز ماندهام كاش پرواز را حس می كردم كاش بال هایم شكسته نبود پروردگارا این بار مرا بپزیر همانگونه كه همدانی را پذیرفتی همانگونه كه بابایی .كشوری .شیرودی و...راپذیرفتی بزرگا كریما مرا نیز جزو نفس های مطمئنه قرار ده بهشت را نمی خواهم من تو را می خواهم گرمای لذت بخش محبت تو را می خواهم این دنیا به چه كارم اید وقتی ان را نمی خواهم این دنیا ارزانی دوستارانش من تو را می خواهم مرا
این مطلب تا کنون 39 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
39 بازدید
به ياد شهيد همداني

سلامی دوباره

سلامی دوباره به دانشجویان عزیز!وبلاگ گروه به منظور اطلاع رسانی های لازم در جهت راه افتادن کار شما پس از چهار ماه سکوت دوباره به کار می افتد، البته به طور موقتی.با عرض پوزش از دوستانی که در این مدت به وبلاگ مراجعه داشتند و یا یادداشت گذاشته اند.
این مطلب تا کنون 87 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
87 بازدید
سلامی دوباره

♥ دوباره میرسیم به هم . . . ♥

گذشته ها رو دوره کن روزای خوبمون گذشت
یه شب از اون شبای خوب چرا دوباره بر نگشت
تموم خاطرات تو گذشته با مرور من
بدون تو به شب رسید روزای سوت و کور من
دوباره بی قراری و دوباره گریه های من
نمی دونم چرا به تو نمی رسه صدای من
نگفته های قلبمو نمی دونم به کی بگم
دلم همیشه روشنه دوباره میرسیم به هم
دوباره میرسیم به هم
این مطلب تا کنون 41 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
41 بازدید
♥ دوباره میرسیم به هم . . . ♥

بازگشت کاسپاروف !!

با سلاممیدونم که با دیدن این تیتر حتما هیجان زده شدید و پس از سالها انتظار دوباره شوق دیدن بازیهای گری کاسپاروف تمام وجودتون رو فرا گرفته ...اما ...منظورم از بازگشت کاسپاروف ، بازگشت خودم به فضای اینترنت بودچند وقتی بود که ADSL نداشتم ، اما از این به بعد در خدمت علاقه مندان و دوستان خواهم بودشاد و موفق باشیدمیثم امینی بیات ( کانون شطرنج البرز )
این مطلب تا کنون 83 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
83 بازدید
بازگشت کاسپاروف !!

دکترسیدمهدی

اجازه هست كه اسم تو را صدا بزنم؟!به عشق قبلی یك مرد پشت پا بزنماجازه هست كه عاشق شوم، كه روحم رامیان دست عرق كرده ی تو تا بزنمدوباره بچّه شوم، بی بهانه گریه كنمدوباره سنگ به جمع پرنده ها بزنمدوباره كنج اتاقم نشسته شعر شومو یا نه! یك تلفن به خود شما بزنمنشسته ای و لباس عروسی ات خیس استهنوز منتظری تا كه زنگ را بزنمبرای تو كه در آغاز زندگی هستیچگونه حرف ز پایان ماجرا بزنم؟!دوباره آمده ای تا كه عاشقت باشمو من اجازه ندارم عزیز جا بزنم!دکترسیدمهدی م
این مطلب تا کنون 103 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
103 بازدید
دکترسیدمهدی

شعر

آرشی دگر خواهم شدمی روم بر بالای دماوندکمان بر خواهم کشید و تیری زنماینبار سوی جنوب نه سوی سمرقندتیر می رود جان من نیزجان می دهم پر پر شوم چون گل یاسولی دلشاد از آنم که تیر می رودمی رود و نشیند آن سوی خلیج فارسفریاد بر آرد و رسا گوید:این مرز ایران است بیشه ی شیران استدست ددان کوته زین دیار بادنام خلیج فارسش تا همیشه جاودان استابراهیم افرند(وبلاگ خلیج فارس ebi-64.blogfa.com .)
این مطلب تا کنون 67 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
67 بازدید
شعر

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟
دیوانه خندید و گفت : ”عشقم” را…
گفتند : عشقت کیست؟
گفت:عشقی ندارم!
خندیدند و گفتند : برای عشقت حاضری چه کارهاکنی؟
گفت : مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ، خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ،
وعدهسرخرمن نمیدهم ، دروغ نمیگویم و دوستش خواهم داشت ، تنهایش نمیگذارم ،
میپرستمش ، بی وفایی نمیکنم با او مهربان خواهم بود ، برایش

فداکاری خواهم کر د،ناراحت و نگرانش نمیکنم ، غمخوارش میشوم…

گفتند: ولی اگر تن
این مطلب تا کنون 134 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
134 بازدید

روزی...

" مرگ"
روزی
من نیز خواهم مرد
 
وصدایم را
به ابدها خواهم برد
 
و زمینم را
به تو خواهم بسپرد
 
و رازم را
با تو خواهم بر شمرد
 
نازنینم
در میان این هیاهوی زمینی
آسمان را مبر از یاد
که تو یک ماه ثمینی
 
شب را تا سحر بر تاب
تا تو هم روزی، روز را ببینی
این مطلب تا کنون 29 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
29 بازدید
روزی...

استعفا میدهم !

* من رسما" از
بزرگسالی استعفا میدهم
بدین وسیله من رسما"
از بزرگسالی استعفا میدهم و مسوولیت های
یک کودک هشت ساله را
قبول میکنم.
می خواهم به یک
ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک
هتل ۵ ستاره است.
می خواهم فکر کنم که
شکلات از پول بهتر است،چون میتوانم آن را
بخورم.
می خواهم زیر یک
درخت بلوط بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی
بخورم.
می خواهم درون یک
چاله آب
این مطلب تا کنون 29 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
29 بازدید
استعفا میدهم !

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنتغرق محال می شوم ، خام دوباره بودنت
چهره ی زیبای تو را نقش خیال می کنمباز به خواب خویشتن رسم محال می کنم
حسرت دیدار تو را آهِ دوباره می کشمدر شب بی ستاره ام تو را ستاره می کشم
کاش دوباره بنگری بر دل زار و خسته امخسته که نه ز عشق تو خرد شدم ، شکسته ام
روز میان خواب من باز غروب می شود«اگر بیای از سفر آه چه خوب می شود »
این مطلب تا کنون 27 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
27 بازدید

پرنده چوبی 1

یه نفر از راه دور می آید، جیب هایش پر از پول است، من پرنده ای دارم، چوبیست، اما برای من زنده است، می ترسم، اگر بیاید و آن را از من بخرد، وای به او چه بگویم که می خواهم از تو جداشم، زیرا از همه دل کندم و فقط همین برایم مانده بود. ای مرد چرا روزم را تلخ کردی؟ چرا نگذاشتی فقط همین یک چیز برایم بماند، چرا؟ واقعا چرا؟ زیرا فقط می خواهم از خودت بشنوم.
+جیب های پر از پول، اثری از حسین صفا
این مطلب تا کنون 36 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
36 بازدید
پرنده چوبی 1

دوباره جمعه و...

دوباره جمعه شد...دوباره عصر جمعه شد...دوباره آسمان دلش گرفت...دوبار آفتاب عصر جمعه گرد و غبار شرمندگی گرفت...دوباره...خدای من پس کی این دوباره ها چندباره ها وهزاران هزار باره ها تمام می شود...این چندمین جمعه است که تمات کائنات به امید ظهورش دل خوش بوده اند و باز...والبته ماچه کرده ایم؟!
این مطلب تا کنون 80 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
80 بازدید
دوباره جمعه و...

پاسخ دکتر حسابی

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم . دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند .
این مطلب تا کنون 218 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
218 بازدید
پاسخ دکتر حسابی

هیچ کس

بگذار که تنها باشممن کسی را نمی خواهمکه روزی جانمو روز دیگر بی جانم کندبگذار تنها باشممن درد دلهایم را بی چشم داشتیبا اشک هایمدر میان می‌گذارمنمیخواهم چشمانم شویو از سنگینی اشکهایمگله و چشم داشتی داشته باشیبگذار تنها باشمکه شب هایم بی کسی ها راو دلم بی دلداری را سالهاستبرو و بگذار که سحری غرق غم سفر تو نباشدبرو بگذار ناپیدا و ویران باشممن خود را از تو نمی خواهمنمی خواهم روزی از این حقیربخشایشی بخواهیمن توجیه،منطق،فلسفه و دلیل ها رااز ت
این مطلب تا کنون 35 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
35 بازدید
هیچ کس

آری سهراب!!!!!توراست میگویی!!!!آسمان مال من است...پنجره . . .عشق . . ....زمین . . .دوست . . .هوا . . .مال من است!!!!اماسهراب تو قضاوت کن...بردل سنگ زمین،جای من است؟؟؟من نمیدانم چرااین مردم، دانه های دلشان پیدا نیست؟؟؟؟!!!!تو کجایی سهراب...؟؟؟؟آب راگل کردند!!!چشمها را بستند . . .و چه بادل کردند!!!صبرکن ای سهراب...گفته بودی قایقی خواهم ساخت..خواهم انداخت به آب...دور خواهم شد از این خاک غریب...قایقت جادارد؟؟؟من هم ازهمهمه ی اهل زمین دلگیرم...
 
 
این مطلب تا کنون 35 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
35 بازدید

تیغه( ویراست سوم)

شاید از روستایی که تازه یک سال است آن جای ام، بروم. مدیر جوان یکی از مدارس شهر دو سال است دنبالم است. پارسال تقاضاکرد، جورنشد. امسال دوباره زنگ زد، که بیا پیش ما. هفته ی پیش رفتم مدرسه اش را دیدم. درب و داغان بود. هی راه می رفت کنارم، و می گفت: "پول جمع کرده ام، کلاس ها را رنگ کنم، درها را تعمیرکنم." هفت تا اتاق داشت، سال دیگر هم هفت تا کلاس دارد. جایی برای کتاب خانه و سالن فیلم و نمازخانه نمی ماند. گفتم یک جا می خواهم برای این کارها. گفت: "آزمایش گاه و
این مطلب تا کنون 146 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
146 بازدید
تیغه( ویراست سوم)

دوباره آمدم

سلاااااام
چه صفحه شیرینیست این صفحه
دکمه ورود را که زدم منتظر بودم بگوید که  تمام شد ، که دیر آمدی  ولی نگفت بلاگفا معرفت به خرج داد و دوباره به این صفحه دلنشین راهم داد
نمیدانم چرا ولی یک تکه از خاطرم اینجامانده بود بین این صفحات و خاطراتی که زمانی برام خوش و ناخوش بودند
دوباره آمدم
سلااام
باز هم سلام به همه دوستای گلم 
این مطلب تا کنون 72 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
72 بازدید
دوباره آمدم
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  > 

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر