تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات

کاش منم که الان سربازم یکی اینجوری برام دلتنگ می شد...خداهم دلش برام تنگ نمیشه

    دیشب دور هم نشسته بودیم که یکدفعه گوشیم زنگ خورد وقتی به شماره روی گوشی نگاه کردم

    چشمام ۸ تا شد عشقم بود پریدم توی اتاق باهاش حرف زدم قربونش برم بدجوری سرما خورده بود

     براش دعـ ـ ـا کنید خوف بشه.

    دلم براش خیلی تنگ شده لعنت به این سربازی

    امروز بعد از ظهر رفتم توی حیاط هوا هم مثل خودم گرفته بود امد توی اتاقم یکم کتاب خوندم خوابم

    برد نیم ساعت بعد که بیدار شدم  دوباره رفتم توی حیاط داشت بارون می امد یه بارون خیلی خوشگل

     و آروم یکم زیر بارون گریه کردم و از خدا خواستم امشب هم حسین زنگ بزنه !

    حالا هوا خیلی خوب شده انگار آسمون دلش برای بارون تنگ شده بود کاش بارون دل من هم مییومدش


    این مطلب تا کنون 104 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : بارون ,خیلی ,
    کاش منم که الان سربازم یکی اینجوری برام دلتنگ می شد...خداهم دلش برام تنگ نمیشه

تبلیغات


  • Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 31 شهريور 1396

تبلیغات

پارس ایرانیک جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
[email protected]

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر